خودکشی دسته جمعی - تاریخ: 1403/4/31 ساعت: 15:22
هر روز دارم خودمو از پنجره قدیمی میندازم پایین تو خیالمهر روز خودم از بالا میبینم که مرده امهرروز کمتر با بقیه حرف میزنم هر روز بیشتر رو مغزم رژه میرمروتین زندگی شده سنجش خودم با خودم و من واقعا مغزم دیگه این همه حجم از صحبت رو نمیکشه واقعامن چرا کم حرفم مغز عزیزمو چرا اینقد با من حرف میزنی میشه بری...
گوسفند - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 21:23
من در کل ادم کم حرفیم مگه اینکه عصبانی باشم یا اینکه کسی رو بع خودم نزدیک بدونم اونم در موارد خیلی کمبنظرم ادم ها از گفته ی تو فقط کمتر از نصف میفهمن یعنی حتی اگه بخان منظورتو بفهمن هم نمیفهمن چه برسه که اصلا مفهوم حرفات براشون روشن نباشهمثل این میمونه که تو از دید خودت حرف بزنی و طرف مقابلت بع این ...
غم اخرتون باشع - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 21:23
در من بخش هایی هست که هر شب یکیشون به انتخاب خودم میکشم بعضا رای گیری صورت میگیره هیئت منصفه میاد و از اونا در برابر خودشون دفاعیه میخاد من برای مظلوم ترین بخش هام گریه کردم که حتی در دفاع از خودشون هیچی ندارن که ارائه بدندرست مثل نوشته های من،درست مثل پاسخ های که سوالی نبوده و بلعکس سوالهایی که جوا...
پت - تاریخ: 1402/9/4 ساعت: 21:23
گرما برای من حکم تراپی داشت هوا که گرم میشد لپام گل مینداخت انگار که سرمو از شیشه بیارم بیرون و همینجور که گرما رو تا مغز استخونام حس میکنم باد هم دستی بکشه به موهام شلوارک اکلیلی مسخرمو بپوشم بدوام دنبال غلامغلام حیون خونگیه منه اسم اصلیش بارنیه ملقب به غلامبهار گذشته سکینه مرد نمیشد که نگم همیشع ت...
نمیدونم چی - تاریخ: 1402/6/18 ساعت: 1:04
وقتی تموم روزنه های نور بسته میشه میام که بنویسمیادم نمیاد اینجا از روزهای خوبم بنویسیم یادم نمیاد کی بیدار شدم و فک کردم که همه چی خوبه!پاییز داره نزدیک میشه و من تقریبا هیچی نمیخام جز عمری کوتاهفک میکنم تموم چیزایی که باید میدیدم و دیدم یه باره به خودم میگم میگذره اینم بعد تا این بگذره اونیکی میگذ...
الیس عصر مدرن۱ - تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 16:53
گذر زمان حس نمیشه مگر برگردی و عقب رو ببینی،اتفاق بر میگرده به سال ۱۹۷۳میلادی ،زمانی که هوا گرم شده بود وسایه ها کمترینتمایل رو ب ایفای نقش داشتن اما هنوز هم دم دم های صبح بادی خنک شروع ب وزیدن میکردهمونجا بود که اولین صدای جیغ بنفش که از فرط بلندیش پرنده ها عاصی شده بودن، خرگوش تک گوش موجود کوچولو ...
زهرمار در چایی - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 9:51
بلانسبت اگه بهتون بگن خر چیکار میکنید؟عاغا من امروز خر شدم و سکوت کردم.خر ساکت...یه کراواتم پاپیون میزدم قشنگ جالب میشد!دختره رفته به استاد گفته که چرا من اکثر نمره هام همیشه خوبه؟خب بدبخت.کار هر خری نیس خرمن کوفتن!برگشته میگه الان شما خری؟!
سلول - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 9:51
بعضی وقتا کافیه به عقب نگاه کنی تا ناملموس ترین حالات ممکنت رو به رخت بکشه و تو رو به منزوی ترین فرد تبدیل کنه .الان از بس منزویم که هیچچچچ .هر از گاهی نیشخندیم میزنم .و میگم شیت!الان همه چی جوره.از هر انتظار و ارزویی ک بگیری.فقط تو نیستی!و این به منزله ی هیچه برا من.اگه تو این بازه ی زمانی که بگیری...
سمج - تاریخ: 1401/4/26 ساعت: 9:51
سر زدن به وبلاگ بهتر کار بود اونم وقتی ک به کل فراموش میکنی یه الزایمر خفیف ...فراموش میکنی کی بودی .فراموش میشه ایندت .فراموش میکنی دندوناتو بشوری .میدونم تو این روزا یه سال و چند ماهه ک درگیر یه ویروس یا هر چی ک فک میکنید(ایندگان)یه چیز سمج چسبیده به زندگی هامون.تغییرات زیادی شده:مهم ترین برا من و...
شکلات8 - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
خبرهای خوب و بد سوهان روحم شدن؛زمان حلش میکنه نه؟زمانم سوهان بود برای من .نامه خوب و بد هست ولی همه چی خوبه ...باور کن . خبر خوب امروز بیست دیقه زودتر خوابم برد...خبر بد هر پنج دیقه یبار با خنده بیدا
شکلات9 - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
-میشه از اول تعریف کنی؟ -نفهمیدی؟-فهمیدم فقط خیلی سریع گفتی ارومتر بگو لطفا.-اینجا نمیشه صب کن خلوت که شد برات توضیح میدم...باشه؟-یادم رفته بود ...دیواری اینجا کلی موش داره..9186 جلوتر رفت پشت سرشم م
سم - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
پتیاره پاییز کار خودش را کرد با رنگین فام برگ هایش شروع شد قصهمرگ موشی در غذایمان ریختکه هر روز یک تار مو از تعداد گیسوانمان می پراند...دسته موهای خرداد ماه ام کو؟پاییز بعدی بیا...بیاموهایم را نمیخواهم گل سرت دست من است.#رینا
قارا گوز(شعر ترکی) - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
من قارا بخت... سن قارا گوز...گل ساواشاق...ساواشمایی سنله داهی چوک ایستدیمعاینی اوگون کیبی گولن یوزله باخیپنسکیل ادیپ یاماناشاق...گوز کرپار کن تز باریشاق...دشمن لره قاندیرر کن رمزه گویاک جمله لری ،بیز
گیتار - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
... -بگذار تا بگریم-شال قرمز چقدر بهت میاد-پاهام درد گرفته بشینیم یکم استراحت کنیم!؟-راه طولانی در پیش داری...باید بری-کی میره اینهمه راه رو؟-چقدر شعر باحالی بود خوندی.از کیه؟-بگذار تا بگریم؟-اهوم،هنو
سیزده - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
خوابت گرف نزدیکای سپیده دم چشام تر شد منتظر شدم یکمخورشید از اون بالا طلوع اشک چشامو رها میکردلنگه ظهر شده حالایواش یواش تو هم بیاصدام بزن بلکه صدات راس راسی بیدارم کنه!امیدتو به خرج بده تا که زمان فر
شکلات10 - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
مثل حال و هوای این روزامون، گه گوداری به شیشه میکوبید گه گوداریم گرمای وجودشو حس میکردمبهارفصلی که من بدنیا امدمفصلی که به یکباره باریدوقتی بارانی هارو به تن کردیمخورشید بالای سرمون رف و امد ثانیه ها
روح - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
صبح بخیر گفتمشصبح اغاز شد شب بخیر گفتمش ارزویم رویا شد مواظب خودت باش گفتمش کلافه ات میکنمبا حسودی های لو رفته ام سرخ میشومدلتنگت میشومکنار پنجره میروم تو را میبینم انجا کنار درخت ایستاده ای!لباس ها
اه - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 3:00
صحرای منای کویر جان منبر من ببار باران منهر چه هست اشنا به منخشک است این شن های منتر نکن چشم مرا خانه ات پیدا نکردم ماه منپا بزار بر قلب دردناک منمرحمم باش و نگاهم کنای که صدایت درمان مناهوی منتو کجا
زمان - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 1:59
1397/12/9.... زمان...واژه ای که همش دوست داریم بگذره ...به امروزو فردا هم بسنده نمیکنیم...گاهی هفته،ماه،سال....تو حال زندگی کن...بداهه.همه ی اینا گذشته ،زمان هم میاد و میگذره.ای نفرین زمان:من بر هر چه بوده گذر کردم ...تو بیا و از من گذر کن.